شناسایی و استخدام افرادی که همیشه در حال یادگیری هستند

  • دسته‌بندی: کسب و کارها
  • 1401/02/23
  • نویسنده: صابونی
  • زمان مطالعه: 15 دقیقه
  • نظر : 0
  • تعداد بازدید: 550

 

مدیریت استعداد در سال‌های اخیر دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده است و این مسئله به دلیل همه‌گیری کووید-19 نیز سرعت بیشتری پیدا کرده است. محیط‌های کاری، اولویت‌های کاری و تکنولوژی‌های جدید با سرعت زیادی در حال تغییر هستند. استخدام و انجام فعالیت‌های شغلی اغلب به صورت دورکار در آمده‌اند. در ژانویه سال 2020، پیش از این همه‌گیری ویروس کرونا، مجمع جهانی اقتصاد خواستار توسعه مجدد مهارت‌های جهانی شد و شرکت‌ها در حال حاضر به مهارت‌های مختلف نیروی کار خود از جمله صبر و تحمل، سازگاری، دیجیتال، طراحی و مهارت‌های بین فردی نیاز دارند.

این تغییرات شرایط دشواری را برای متقاضیان کار و همچنین کارفرمایان پیش آورد. اما یک راه ساده برای راهنمایی و شفاف‌سازی در مورد این تغییرات وجود دارد.یک راه که در تمام طول چرخه فرایند مربوط به کارکنان، از استخدام تا مدیریت عملکرد، مفید واقع می‌شود.

بیشتر بخوانید: چرا فرسودگی شغلی کارمندان به کسب و کار آسیب می‌ زند؟

راز این کار این است که از افراد یک سوال ساده بپرسید: شما چگونه یاد می‌گیرید؟

این سوال در مورد موارد ساده یادگیری مانند برنامه و شیوه یادگیری و یا سبک‌های یادگیری مانند یادگیری بصری یا شنیداری نیست. بلکه در مورد شیوه و سیستم فردی برای به‌روزرسانی، بهبود بخشیدن و به اشتراک گذاشتن اطالاعات و مهارت است. آیا فردی که متقاضی کار است چنین سیستمی برای خود دارد؟ شما چطور؟ شما برای خود سیستمی برای یادگیری دارید؟

این سوال می‌تواند بهترین سوالی باشد که شما از کارمندان خود و یا متقاضیان یک شغل بپرسید. عملکرد یک فرد در آینده به اندازه دستاوردهای گذشته و مهارت‌های فعلی او مهم است. و توانایی و مقدار زیادی از ارزش یک شرکت  به نوبه خود به  مهارت‌های جمعی نیروی کار آن بستگی دارد.

یادگیری مادام العمر اکنون به عنوان یک ضرورت اقتصادی و "تنها مزیت رقابتی پایدار" تلقی می‌شود. متقاضیان کار و کارمندانی که مهارت‌های خود را روز به روز ارتقا می‌دهند و همیشه در حال یادگیری هستند عملکرد بسیار بالایی دارند. این مسئله در بلند مدت بیشتر نمایان می‌شود.

حال وقت این است که از خود بپرسیم که چگونه یاد می‌گیریم؟ ممکن است پاسخ دادن به این سوال در ابتدا دشوار باشد، اما در نهایت مفهوم بسیار مهمی است و به رشد ما کمک بسیاری می‌کند.

بیایید کاربرد اساسی این سوال را در دو مرحله اصلی چرخه کاری در نظر بگیریم: استخدام و مدیریت عملکرد کارکنان.

تحقیق کردن

استخدام کردن و یا استخدام شدن

فرض کنید که این سوال در طی مراحل انتخاب کارکنان پرسیده شود. پاسخ‌های قانع‌کننده نشان دهنده سطح بالای کنجکاوی در فرد و یا سازمان می‌باشد.

به عنوان مسئول استخدام:

مراقب باشید که در مورد چیزهایی که یادگیری شمرده می‌شود ذهن بازی داشته باشید و محدود نباشید. این مسئله بیشتر برای درک تفاوت‌های فرهنگی و شخصی است. همچنین این را درنظر بگیرید منابع و مواردی که برای یادگیری وجود دارند بسیار متنوع و گسترده هستند. به طور مثال: دوره‌های آموزشی، کتاب‌ها، افراد، شعرها، ابزارهای پشتیبانی عملکرد، آهنگ‌ها، فیلم‌ها، گفتگوها، مشاهدات ، بازتاب‌ها، خاطرات و موارد دیگر.

فرد کاندید چگونه این موارد را منطقی و مرتبط به هم می‌داند؟ با محتوای اضافه چگونه برخورد می‌کند؟ چگونه تصمیم می‌گیرد که کدام از همه مرتبط‌تر است و سپس آن را به طور کامل درک می‌کند؟

از کاندید در مورد چیزی که این اواخر آموخته است بپرسید. سپس از او بپرسید که چگونه می‌تواند آن را در این موقعیت شغلی استفاده کند.

آماده باشید که همین سوال نیز از شما پرسیده شود. آگاهی از مهارت‌هایی که در شرکت دارای ارزش ویژه‌ای است. این لیست تشکیل شده از 20 تا 100 مهارت، رفتار و ارزش است که با دقت تعریف شده است.

به عنوان فردی که متقاضی کار است:

درباره فرهنگ و امکانات یادگیری در شرکت بپرسید. این کار به درک بیشتر محیطی که قرار است در آن کار کنید کمک می‌کند و همچنین علاقه شما را به یادگیری به کارفرمای آینده نشان می‌دهد.

منتظر نباشید در مورد نحوه یادگیری از شما سوال شود. داوطلبانه پاسخ قانع‌کننده خود را در زمان مناسب مکالمه ارائه دهید.

آماده پاسخگویی به همه سوالات فوق به مسئول استخدام باشید.

پیدا کردن کارمند مناسب

مدیریت عملکرد

سوال "چگونه یاد می‌گیرید؟" همچنین می‌تواند در فرآیند مدیریت عملکرد کارکنان مفید باشد. علاوه بر این که باعث می‌شود سنجش عملکرد افراد در گذشته به درستی انجام شود، شکاف مهارت‌ها و توانایی‌های فرد برای تقویت آن‌ها را مشخص می‌کند. و یک کارفرمای خواهان پیشرفت محتوا و منابع مناسب برای یادگیری همراه با تکنولوژی مورد نیاز را در اختیار کارکنان خود قرار می‌دهد.

این سوال مکالمه مفیدی را برای ارزیابی بعدی نیز ایجاد می‌کند: چه چیزی یاد گرفتید؟

نتیجه همه‌ی این موارد این است که افراد باید خودشان مطمئن شوند که چنین سیستمی را در اختیار دارند تا بتوانند مهارت‌ها و تفکر خود را به طور مستمر و مداوم توسعه دهند. حتی در فرهنگ سازمانی پیشرو و ابتکاری، مسئولیت یادگیری در نهایت بر عهده خود فرد است.

برای این منظور همه ما باید در مورد مهارت‌ها کنجکاوی بیشتری در خود ایجاد کنیم. از خود بپرسیم که بهترین مهارت‌های من کدام هستند؟ کدام یک از نقاط قوت تفاوت واقعی ایجاد می‌کنند و نه تنها در نقش فعلی شما بلکه در کل حرفه شما مهم هستند؟ شکاف‌ها کجا هستند؟ چگونه می‌توان مفاهیم انتزاعی مانند ارتباط، رهبری و صبر و تحمل را در خودتان تقویت کنید؟ چگونه باید مهارت‌های خود را اندازه گیری کنیم و در مورد آن‌ها صحبت کنیم؟

مهارت‌ها زبان اصلی مدیریت استعدادها در شرکت‌ها هستند و در تمام مراحل مهم مدیریت نیروی انسانی، از رزومه و شرح شغل گرفته تا یادگیری مطالب و ارزیابی‌ها به کار گرفته می‌شوند. ما باید به عنوان یک فرد و یا سازمان هوش مهارتی خود را توسعه دهیم.

مهارت سخنوری

روش‌های زیادی وجود دارد که ممکن است به یادگیری افراد کمک کند. از جمله:

ایجاد عادات مثبت در یادگیری. عادت در واقع فعالیتی است که قرار است به صورت مداوم آن را تکرار کنید. فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که با شخصیت، شیوه زندگی و الگوی کاری شما سازگار باشد. در این صورت احتمال این که آن‌ها به یک عادت ثابت تبدیل شوند بیشتر است. این می‌تواند خواندن یک مقاله هر صبح، اختصاص دادن یک ساعت در هفته برای یادگیری، خواندن یک کتاب در ماه و یا اختصاص دادن 15 دقیقه برای خواندن روزنامه در عصرها باشد.

بهبود عملکرد از طریق تمرین‌های سنجیده شده. مهارت مورد نظر خود را توسعه دهید و معیارهای برای سنجیدن مهارت خود در جنبه‌های مختلف آن در نظر بگیرید. سپس برای بهبود آن تلاش کنید و هر دفعه میزان مهارت خود را بسنجید تا بتوانید پیشرفت خود را ببینید.

یک لیست شامل "موارد موجود برای یادگیری" و " موارد یاد گرفته‌شده" داشته باشید. این لیست در طول تمام دوره کاری با شما می‌ماند و تنها مربوط به شغل فعلیتان نیست. این لیست می‌تواند یک فایل اکسل ساده باشد. آنچه مهم است این است که مطالبی را که آموخته‌اید، این که کجا و کی آن را آموخته‌اید و در حالت ایده‌آل نحوه استفاده از آن را پوشش دهد. این لیست باید به شما این امکان را بدهد که به سوالات بسیار دشوار مانند این پاسخ دهید: شش ماه پیش در حال آموختن چه چیزی بودید؟

استفاده از رویکرد ماتریس 2 * 2 به شما در انتخاب مهارت‌های مناسب برای یادگیری کمک می‌کند. اکثر ما زمان زیادی برای یادگیری نداریم. بنابراین خوب است که مهارت‌هایی که می‌خواهیم یاد بگیریم را اولویت بندی کنیم و در هر زمان با توجه به اولویت شروع به یادگیری یک مهارت کنیم.

دنیا و محیط کاری دچار تغییر و تحول بسیاری شده. مهارت‌هایی که ما برای عملکرد و پیشرفت به آن‌ها نیاز داریم نیز تغییر کرده‌اند. بنابراین ما باید با یک رویکرد هوشمندانه این مهارت‌ها را کشف کنیم و به یادگیری آن‌ها بپردازیم. یکی از بهترین روش‌ها برای شروع این کار این است که از خود و دیگران بپرسیم: چگونه یاد می‌گیرید؟

 


برای  پیدا کردن بهترین مشاوره کسب و کار در تهران به بیزاپ سر بزن


 


نظرت واسه ما مهمه، لطفا ثبتش کن!

wave